به مناسبت هفتۀ دفاع مقدس
روایتِ پیوندِ شهیـد آیتالله خامنهای و جبهه، روایت مفصّل و شیرینی است.
چند روزی بود که جنگ تحمیلی آغاز شده بود. صبح روز پنجم مهرماه ۱۳۵۹، آیتالله خامنهای برای کسب اجازه، به محضر حضرت امام رفتند، که امام خمینی نیز حضور در جبهه را بر ایشان تکلیف کردند. حدود ساعت سه بعدازظهر، درحالیکه پنج روز از آغاز تهاجم گذشته بود، ایشان و شهید چمران بهسوی میدان جنگ پرواز کردند، و این مطلع مثنوی بلند پیوندِ آقای خامنهای و جبهه شد.
ایشان نُه ماه بهطور مستمر به جبهه میرفتند و فقط برای نمازجمعهها، یکی، دو روز به تهران میآمدند. پس از حادثۀ ترور تیرماه سال شصت، امام خمینی ایشان را از حضور در جبهه منع کردند؛ اما پیوند آقای خامنهای با جبههها ناگسستنی بود. ایشان از طریق تریبون نمازجمعه و ارتباط و اتصال مستحکمی که با مردم داشتند، همچنان این پیوند را حفظ کردند. و تا آخر جنگ، چندبار هم به مناطق عملیاتی رفتند.
نقش ایشان در گرمکردن، تشویق مردم برای حضور در جبههها بسیار کلیدی بود. از طریق مکاتبه با ائمۀ جمعۀ سراسر کشور، آنها را نیز همراه میکردند. حتی از ظرفیت مردمی پشت جبههها هم بهخوبی بهره میبردند.
در تاریخ ۱۳۶۳/۶/۲۸ به مناسبت هفتۀ دفاع مقدس و چهارمین سالگرد آغاز جنگ تحمیلی، شبکۀ دوم سیما مصاحبهای با آیتالله خامنهای انجام میدهد که در آن، خاطرات جذاب و نکتهداری از ماههای آغازین جنگ بیان میشود. و گفتار «خاطرات جبهه (۱)» به متن این مصاحبه اختصاص داده شده است..
بریدهای از گفتار خاطرات جبهه (۱)